بازگشت

delicacy

del·i·ca·cy/ˈdelɪkəsi/
delic-delicate, fine-acystate or quality of
noun (اسم)common
plural (جمع): delicacies
خوراک خاصغذای مخصوصتنقلات خوشمزه

غذای کمیاب یا ویژه‌ای که مردم خیلی آن را دوست دارند و می‌خورند.

A rare or special food that people enjoy very much.

«شاه‌ماهی در بسیاری از کشورها غذای مخصوص به حساب می‌آید.»

Caviar is considered a delicacy in many countries.

«ترافل‌ها خوراک‌های گرانی هستند که عاشقان غذا از آن‌ها لذت می‌برند.»

Truffles are expensive delicacies enjoyed by food lovers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
delightلذت

رسمی. بر لذت بردن از غذا تأکید دارد نه کمیاب بودن آن. وقتی روی خوشمزگی تأکید باشد به کار می‌رود. مثلاً «این غذا لذت‌بخش است».

Formal. Emphasizes pleasure or enjoyment from the food rather than its rarity. Usable when focusing on how tasty the food is. For example, 'This dish is a delight' highlights enjoyment.

treatتنقلات خوشمزه

غیررسمی. معمولاً برای خوراکی‌های خوشمزه یا شیرینی‌ها به کار می‌رود. در موقعیت‌های صمیمی جایگزین مناسبی است، ولی برای غذاهای کمیاب کمتر مناسب است.

Informal. Highlights specialness or pleasure of food, often used for sweets or snacks. Can replace delicacy in casual contexts but less suitable for formal or rare foods.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000