demean

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

de·mean/dɪˈmiːn/
de-down, away, reverse actionmeanto have a certain significance or value
verb (فعل)formalpast (گذشته): demeanedpast participle (مفعولی): demeaned-ing (حال): demeaning3rd (سوم): demeans

فعل — تحقیر کردن

تحقیر کردنفرومایه کردن

تحقیر کردن یا از ارزش و احترام کسی کاستن.

To cause someone to lose dignity or respect; to degrade or humiliate.

«اظهارات بی‌ادبانه‌اش او را جلوی تیم تحقیر کرد.»

His rude comments demeaned her in front of the team.

«نباید با دروغ گفتن به دوستانت خودت را پست کنی.»

You shouldn’t demean yourself by lying to your friends.

تفاوت با واژه‌های مشابه
degradeتحقیر کردن

رسمی. می‌تواند جایگزین 'demean' در زمینه‌های از دست دادن احترام باشد.

Formal. Can often replace 'demean' in contexts involving loss of respect or dignity.

humiliateخوار کردن

رسمی/غیررسمی. وقتی کسی احساس شرمندگی یا خفّت می‌کند، مشابه 'demean'.

Formal/informal. Used when someone is made to feel ashamed or foolish, similar to 'demean'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000