بازگشت

depth

/dɛpθ/
noun (اسم)common
عمقباطن

فاصله از سطح یا بالای یک چیز تا پایین آن.

The distance from the top or surface to the bottom of something.

«عمق دریاچه بیش از ۵۰ متر است.»

The depth of the lake is over 50 meters.

«او عمق چاه را اندازه‌گیری کرد.»

He measured the depth of the well.

تفاوت با واژه‌های مشابه
deepnessعمق

رایج. معادل مستقیم، بیشتر در متون رسمی یا ادبی استفاده می‌شود.

Common. A direct synonym more used in poetic or formal contexts; interchangeable in most cases.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000