desisting

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

de·sist·ing/dɪˈsɪstɪŋ/
de-awaysiststand
verb (فعل)formalpast (گذشته): desistedpast participle (مفعولی): desisted-ing (حال): desisting3rd (سوم): desists

فعل — دست کشیدن

دست کشیدنمتوقف شدن

شکل حال استمراری فعل desist؛ متوقف یا دست کشیدن از کاری.

Present participle of 'desist'; to cease or stop doing something.

«او از اظهار نظرهای بیشتر دست می‌کشد.»

He is desisting from making further comments.

«امروز دست از اعتصاب می‌کشند.»

They are desisting from the strike today.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000