بازگشت

despite

de·spite/dɪˈspaɪt/
preposition (حرف اضافه)common
با وجودعلیرغم

بدون اینکه تحت تأثیر قرار بگیرد؛ علیرغم.

Without being affected by; in spite of.

«او با وجود مشکلات موفق شد.»

She succeeded despite the difficulties.

«با وجود باران، آنها به بیرون رفتند.»

Despite the rain, they went outside.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000