بازگشت

devise

de·vise/dɪˈvaɪz/
verb (فعل)common
past (گذشته): devisedpast participle (مفعولی): devised-ing (حال): devising3rd (سوم): devises
اختراع کردنبرنامه‌ریزی کردن

با فکر دقیق برنامه‌ریزی یا اختراع چیزی کردن.

To plan or invent something by careful thought.

«او یک روش جدید برای تدریس اختراع کرد.»

She devised a new method for teaching.

«آنها برنامه‌ای برای بهبود فروش طراحی کردند.»

They devised a plan to improve sales.

تفاوت با واژه‌های مشابه
inventاختراع کردن

رسمی/رایج. هنگام خلق چیزی جدید معمولاً قابل تعویض است.

Formal/common. Often interchangeable when creating something new.

planبرنامه‌ریزی کردن

رایج. مربوط به سازماندهی اقدامات یا ایده‌ها.

Common. Related to organizing actions or ideas.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000