بازگشت

dichotomy

/daɪˈkɒtəmi/
noun (اسم)formal
plural (جمع): dichotomies
دوگانگیتقسیمتقابل

تقسیم یا تضاد بین دو چیز یا ایده کاملاً متفاوت.

A division or contrast between two completely different things or ideas.

«بین نظریه و عمل تفاوت واضحی وجود دارد.»

There is a clear dichotomy between theory and practice.

«تقابل ثروتمند و فقیر یک مسئله اجتماعی رایج است.»

The dichotomy of rich and poor is a common social issue.

تفاوت با واژه‌های مشابه
divisionتقسیم

رایج. اصطلاح عمومی برای تقسیم شدن به بخش‌ها.

Common. General term for splitting into parts.

contrastتقابل

رایج. بر تفاوت یا مخالفت تأکید دارد.

Common. Emphasizes difference or opposition.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000