die down

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/daɪ daʊn/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — فروکش کردن

فروکش کردنآرام گرفتن

کم‌کم ضعیف‌تر، آرام‌تر یا کمتر شدن است.

To become gradually less strong, loud, or active.

«صدا فروکش کرد.»

The noise died down.

«باد تا عصر آرام گرفت.»

The wind died down by evening.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000