بازگشت

diligent

dil·i·gent/ˈdɪlɪdʒənt/
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more diligentsuperlative (عالی): most diligent
کوشاپرتلاش

کسی که در انجام کارها با دقت و پشتکار عمل می‌کند.

Showing careful and persistent effort in work or duties.

«او دانش‌آموزی پرتلاش است که هر روز درس می‌خواند.»

She is a diligent student who studies every day.

«کار کوشای او مدیر را تحت تأثیر قرار داد.»

His diligent work impressed the manager.

تفاوت با واژه‌های مشابه
industriousسخت‌کوش

معمولی. تأکید بر کار سخت و پربازده بودن، مشابه diligent.

Common. Emphasizes hardworking and productive behavior, similar to diligent.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000