بازگشت

disbelieve

dis·be·lieve/ˌdɪs.bɪˈliːv/
dis-negation / notbelieveto accept as true
verb (فعل)common
باور نکردنمصدق نبودن

باور نکردن چیزی، قبول نداشتن صحت یا واقعیت آن

to refuse to accept that something is true or real

«بسیاری از مردم به شایعات باور ندارند.»

Many people disbelieve the rumors.

«من به همه حرف‌های او شک دارم.»

I disbelieve everything he says.

تفاوت با واژه‌های مشابه
doubtشک کردن

متداول. معمولا جایگزین disbelieve می‌شود؛ 'من به آن داستان شک دارم' مشابه 'باور ندارم' است، اما doubt ممکن است عدم قطعیت بیشتری را نشان دهد. وقتی کسی درباره حقیقت مطمئن نیست به کار می‌رود.

Common. Can often replace disbelieve; 'I doubt that story' works like 'I disbelieve that story' but doubt can imply less certainty. Used when someone is unsure about the truth.

rejectرد کردن

رسمی. فقط وقتی روی عدم پذیرش تاکید باشد جایگزین disbelieve می‌شود. مثلا 'او توضیحش را رد کرد' و 'او توضیحش را باور نکرد'؛ جمله دوم بیشتر تاکید بر عدم باور دارد.

Formal. Can replace disbelieve only when emphasizing refusal to accept an idea. 'She rejected his explanation' vs 'She disbelieved his explanation'—the latter emphasizes disbelief more explicitly.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000