بازگشت

displaced

dis·placed/dɪsˈpleɪst/
dis-negation, removalplaceposition, location-edpast participle/verb form
adjective (صفت)common
آوارهبی‌خانمانمحروم شده

اجبار در ترک محل معمول یا مناسب؛ به‌ویژه افراد مجبور به ترک خانه‌های‌شان.

Forced to leave the usual or proper place; especially people forced to leave their homes.

«هزاران آواره از منطقه جنگی فرار کردند.»

Thousands of displaced people fled the war zone.

«خانواده‌های آواره در شهر به دنبال سرپناه بودند.»

Displaced families sought shelter in the city.

تفاوت با واژه‌های مشابه
refugeeپناهنده

رایج. به افرادی که به خاطر جنگ یا بلا جابه‌جا شده‌اند گفته می‌شود.

Common. Used for displaced persons who flee conflict or disaster.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000