بازگشت

displaying

dis·play·ing/dɪsˈpleɪɪŋ/
dis-not, apartplayto show, act-ingpresent participle
verb (فعل)common
past (گذشته): displayedpast participle (مفعولی): displayed-ing (حال): displaying3rd (سوم): displays
نمایش دادننمایان کردن

نمایش دادن یا ارائه چیزی به طوری که دیگران بتوانند ببینند.

Showing or presenting something so it can be seen by others.

«فروشگاه محصولات جدید را در ویترین نمایش می‌دهد.»

The store is displaying the new products in the window.

«او استعداد زیادی در موسیقی نشان می‌دهد.»

She is displaying great talent in music.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exhibitingنمایش دادن

رسمی. به معنی نشان دادن به صورت عمومی.

Formal. To show publicly.

showingنشان دادن

رایج. قابل مشاهده یا مشهود کردن.

Common. Making visible or evident.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000