بازگشت

disunity

/dɪsˈjuːnɪti/
dis-lack or absenceunitystate of being joined or united
noun (اسم)common
تفرقهناسازگاری

نبود توافق یا هماهنگی میان افراد یا گروه‌ها.

The lack of agreement or harmony among people or groups.

«تفرقه میان اعضای تیم مشکلاتی ایجاد کرد.»

Disunity among team members caused problems.

«تلاش‌هایی برای حل تفرقه در گروه انجام شد.»

Efforts were made to resolve disunity in the group.

تفاوت با واژه‌های مشابه
divisionتقسیم

رایج است. به جدایی یا انشعاب میان افراد اشاره دارد، مشابه معنا.

Common. Refers to separation or split among people, similar in meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000