do one's darnedest
do one's darn·ed·est/du wʌnz ˈdɑrnɪst/
phrase (عبارت)informal
عبارت — هر کاری از دستش برمیآید کردن
هر کاری از دستش برمیآید کردنتمام توانش را گذاشتن
تا جایی که میشود سخت تلاش کردن است.
To try as hard as possible.
«او تمام توانش را گذاشت که مؤدب باشد.»
“He did his darnedest to be polite.”
«ما هر کاری از دستمان برمیآمد برای کمک کردیم.»
“We did our darnedest to help.”