do one's own time
/du wʌnz oʊn taɪm/
phrase (عبارت)slang
عبارت — حبس خود را کشیدن
حبس خود را کشیدندوران محکومیت خود را گذراندن
حبس خود را شخصاً گذراندن و مسئولیت آن را پذیرفتن است.
To serve one's own prison sentence without relying on others.
«او باید حبس خودش را بکشد.»
“He has to do his own time.”
«به او گفتند بیسروصدا دوران محکومیت خودش را بگذراند.»
“They told him to do his own time quietly.”