do one's own time

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/du wʌnz oʊn taɪm/
phrase (عبارت)slang

عبارت — حبس خود را کشیدن

حبس خود را کشیدندوران محکومیت خود را گذراندن

حبس خود را شخصاً گذراندن و مسئولیت آن را پذیرفتن است.

To serve one's own prison sentence without relying on others.

«او باید حبس خودش را بکشد.»

He has to do his own time.

«به او گفتند بی‌سروصدا دوران محکومیت خودش را بگذراند.»

They told him to do his own time quietly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000