بازگشت

domestic

do·mes·tic/dəˈmɛstɪk/
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more domesticsuperlative (عالی): most domestic
خانگیداخلی

مربوط به خانه یا خانواده.

Relating to the home or family.

«او هر روز کارهای خانه را انجام می‌دهد.»

She does domestic chores every day.

«پروازهای داخلی معمولاً ارزان‌تر هستند.»

Domestic flights are usually cheaper.

تفاوت با واژه‌های مشابه
homeخانه

رایج. معنای مشابه مربوط به امور خانه.

Common. Similar meaning related to household matters.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000