draw the line

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/drɔ ðə laɪn/
phrase (عبارت)common

عبارت — حد گذاشتن

حد گذاشتنخط قرمز کشیدن

برای آنچه می‌پذیری یا اجازه می‌دهی حد و مرز گذاشتن است.

To set a limit on what one will allow or accept.

«من در مورد دروغ گفتن خط قرمز دارم.»

I draw the line at lying.

«وقتی هزینه‌ها دو برابر شد، آن‌ها حد گذاشتند.»

They drew the line when costs doubled.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000