drinky

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

drink·y/ˈdrɪŋki/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): drinkiersuperlative (عالی): drinki-est

صفت — مست‌مسلط

مست‌مسلطعاشق نوشیدن

میل به نوشیدن الکل به‌طور مکرر یا بیش از حد.

Inclined to drink alcohol frequently or excessively.

«در مهمانی‌ها بیشتر مست می‌شد.»

He became more drinky at parties.

«رفتار مست‌مسلطانه او دوستانش را نگران کرد.»

Her drinky behavior worried her friends.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000