بازگشت

dross

/drɒs/
noun (اسم)formal
آشغال فلزیناخالصیپوچ

آشغال یا ناخالصی جدا شده از فلزات هنگام ذوب؛ چیزی بی‌ارزش یا پیش پا افتاده.

Waste or impurities separated from metals during melting; something worthless or trivial.

«ناخالصی‌ها از فلز مذاب جدا شدند.»

The dross was removed from the molten metal.

«ایده‌هایش بی‌ارزش و پوچ شمرده شدند.»

His ideas were dismissed as dross.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000