drum into
drum in·to/drʌm ˈɪntu/
phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — در ذهن جا انداختن
در ذهن جا انداختنبا تکرار یاد دادن
چیزی را با تکرار زیاد به کسی یاددادن یا در ذهنش جاانداختن.
To teach someone something by repeating it many times.
«معلمها قوانین ایمنی را با تکرار در ذهن ما جا انداختند.»
“Teachers drummed safety rules into us.”
«آن درس از کودکی با تکرار به او آموخته شد.»
“The lesson was drummed into him early.”