economic crisis

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

e·co·nom·ic cri·sis/ˌiːkəˈnɑmɪk ˈkraɪsɪs/
noun (اسم)commonplural (جمع): economic crises

اسم — بحران اقتصادی

بحران اقتصادیبحران مالی و اقتصادی

دوره‌ای از دشواری شدید اقتصادی که اغلب با افت تولید، بیکاری یا بی‌ثباتی مالی همراه است.

A period of severe economic difficulty, often involving falling production, unemployment, or financial instability.

«کشور پس از ورشکستگی بانک‌ها با بحران اقتصادی روبه‌رو شد.»

The country faced an economic crisis after the banking failure.

«خانواده‌ها در دوران بحران اقتصادی هزینه‌هایشان را کم کردند.»

Families cut spending during the economic crisis.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000