embowel

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

em·bow·el/ɪmˈbaʊ.əl/
em-intobowelinternal organs
verb (فعل)formalpast (گذشته): emboweledpast participle (مفعولی): emboweled-ing (حال): emboweling3rd (سوم): embowels

فعل — خارج کردن اعضای داخلی

خارج کردن اعضای داخلیدل و روده درآوردن

خارج کردن اعضای داخلی بدن، به ویژه در کالبدشکافی یا آماده‌سازی.

To remove the internal organs of a body, especially as part of dissection or preparation.

«جراح نمونه را مومیایی و اعضای داخلی آن را خارج کرد.»

The surgeon embalmed and emboweled the specimen.

«ماهی‌ها معمولاً قبل از پخت دل و روده‌شان خارج می‌شود.»

Fish are often emboweled before cooking.

تفاوت با واژه‌های مشابه
eviscerateدل و روده بیرون آوردن

رسمی. اصطلاح دقیق‌تر یا دراماتیک‌تر؛ معنی مشابه دارد.

Formal. More clinical or dramatic term; similar meaning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000