encounter problems

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

en·coun·ter prob·lems/ɪnˈkaʊntər ˈprɑbləmz/
phrase (عبارت)common

عبارت — با مشکل روبه‌رو شدن

با مشکل روبه‌رو شدنبه مشکل برخوردن

در انجام کاری یا در یک موقعیت، با مشکل روبه‌رو شدن.

To face or experience problems while doing something or in a situation.

«کاربران پس از به‌روزرسانی با مشکل روبه‌رو شدند.»

Users encountered problems after the update.

«او برای پیدا کردن آپارتمان جدید با مشکلاتی روبه‌رو شد.»

She encountered problems finding a new apartment.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000