erotic

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

e·rot·ic/ɪˈrɒtɪk/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more eroticsuperlative (عالی): most erotic

صفت — شهوانی

شهوانیغریزی

مربوط به تمایل یا تحریک جنسی.

Relating to sexual desire or excitement.

«تابلو نقاشی دارای عناصری شهوانی بود.»

The painting had some erotic elements.

«رمان صحنه‌های شهوانی دارد.»

The novel contains erotic scenes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sensualحسی

رسمی. مرتبط با لذت جسمی و حواس، معمولاً ملایم‌تر از erotic.

Formal. Related to physical pleasure and senses, often milder than erotic.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000