evokingly

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

e·vok·ing·ly/ɪˈvoʊkɪŋli/
evoketo bring a feeling, memory, or image to mind-ingpresent participle-lyin a manner or way
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): evocativeposition (جایگاه): middle

قید — به طور برانگیزنده

به طور برانگیزندهحس‌آور

به نحوی که تصاویر، خاطرات یا احساسات قوی را به یاد می‌آورد.

In a way that brings strong images, memories, or feelings.

«نقاشی به طور برانگیزنده‌ای او را به کودکی یادآوری کرد.»

The painting evokingly reminded her of childhood.

«موسیقی به نحوی حس‌آور در پس‌زمینه پخش شد.»

The music played evokingly in the background.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000