excoriates

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ex·co·ri·ates/ɪkˈskɔːriˌeɪts/
ex-outcoriskin-ateto make
verb (فعل)formalpast (گذشته): excoriatedpast participle (مفعولی): excoriated-ing (حال): excoriating3rd (سوم): excoriates

فعل — شدیداً انتقاد کردن

شدیداً انتقاد کردنپوست کندن

شدیداً انتقاد کردن یا پوست را کندن.

To criticize severely or to tear off the skin.

«رسانه‌ها سیاستمداران فاسد را شدیداً نقد می‌کنند.»

The press excoriates corrupt politicians.

«ضایعه پوستی پوست را می‌خراشد.»

The rash excoriates the skin.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000