بازگشت
noun (اسم)common
plural (جمع): expectations
انتظارپیشبینی
باوری یا امید به اینکه چیزی اتفاق بیفتد
A belief or hope that something will happen
«او انتظارات بالایی برای پروژه دارد.»
“He has high expectations for the project.”
«فیلم انتظارات من را برآورده نکرد.»
“The movie did not meet my expectations.”
تفاوت با واژههای مشابه
anticipation— پیشبینی
رایج. تمرکز بر منتظر بودن یک رویداد دارد؛ معانی نزدیک ولی ممکن است بیشتر هیجان را برساند.
Common. Focuses on looking forward to an event; close in meaning but can imply more excitement than expectation.