بازگشت

expectation

ex·pec·ta·tion/ˌɛkspɛkˈteɪʃən/
ex-outpectto look-ationthe act or process
noun (اسم)common
plural (جمع): expectations
انتظارپیش‌بینی

باوری یا امید به اینکه چیزی اتفاق بیفتد

A belief or hope that something will happen

«او انتظارات بالایی برای پروژه دارد.»

He has high expectations for the project.

«فیلم انتظارات من را برآورده نکرد.»

The movie did not meet my expectations.

تفاوت با واژه‌های مشابه
anticipationپیش‌بینی

رایج. تمرکز بر منتظر بودن یک رویداد دارد؛ معانی نزدیک ولی ممکن است بیشتر هیجان را برساند.

Common. Focuses on looking forward to an event; close in meaning but can imply more excitement than expectation.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000