experimental work

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ex·per·i·men·tal work/ɪkˌspɛrəˈmɛntl wɝk/
noun (اسم)technical

اسم — کار آزمایشی

کار آزمایشیفعالیت عملیِ آزمایشگاهی

کار عملیِ شامل آزمایش، به‌ویژه در علوم.

practical work involving experiments, especially in science

«این پروژه شامل کار آزمایشی در آزمایشگاه است.»

The project involves experimental work in the lab.

«کار آزمایشی پیش‌بینی را تأیید کرد.»

Experimental work confirmed the prediction.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000