بازگشت

expression

ex·pres·sion/ɪkˈsprɛʃən/
1noun (اسم)common
plural (جمع): expressions
حالت چهرهبیان چهرهتعبیر چهره

حالت یا نگاه صورت که نشان‌دهنده یک احساس است.

A look on a person's face showing a particular emotion.

«حالت چهره‌اش نشان‌دهنده تعجب بود.»

Her expression showed surprise.

«او حالت خوشحالی بر چهره داشت.»

He had a happy expression on his face.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lookنگاه

رایج. به ظاهر کلی صورت اشاره دارد اما کمتر به احساسات مشخص مربوط است.

Common. Refers generally to facial appearances but less specific about emotions.

2noun (اسم)common
plural (جمع): expressions
عبارتبیانتعبیر

کلمه، عبارت یا جمله‌ای که ایده یا احساس را منتقل می‌کند.

A word, phrase, or sentence conveying an idea or feeling.

«این عبارت به معنی «متشکرم» است.»

This expression means 'thank you'.

«او از عبارتی از انگلیسی قدیمی استفاده کرد.»

He used an expression from old English.

تفاوت با واژه‌های مشابه
phraseعبارت

رایج. گروهی از کلمات که به عنوان یک واحد برای بیان معنا استفاده می‌شود، مشابه expression.

Common. A group of words used as a unit to express meaning, similar to expression.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000