expression
حالت یا نگاه صورت که نشاندهنده یک احساس است.
A look on a person's face showing a particular emotion.
«حالت چهرهاش نشاندهنده تعجب بود.»
“Her expression showed surprise.”
«او حالت خوشحالی بر چهره داشت.»
“He had a happy expression on his face.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. به ظاهر کلی صورت اشاره دارد اما کمتر به احساسات مشخص مربوط است.
Common. Refers generally to facial appearances but less specific about emotions.
کلمه، عبارت یا جملهای که ایده یا احساس را منتقل میکند.
A word, phrase, or sentence conveying an idea or feeling.
«این عبارت به معنی «متشکرم» است.»
“This expression means 'thank you'.”
«او از عبارتی از انگلیسی قدیمی استفاده کرد.»
“He used an expression from old English.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. گروهی از کلمات که به عنوان یک واحد برای بیان معنا استفاده میشود، مشابه expression.
Common. A group of words used as a unit to express meaning, similar to expression.