بازگشت

factory

fac·to·ry/ˈfæktəri/
noun (اسم)common
plural (جمع): factories
کارخانهکارگاه

محل یا ساختمانی که در آن کالاها تولید یا مونتاژ می‌شوند.

A building where goods are manufactured or assembled.

«کارخانه خودرو تولید می‌کند.»

The factory produces cars.

«او در کارخانه نساجی کار می‌کند.»

She works in a textile factory.

تفاوت با واژه‌های مشابه
plantکارخانه

رایج. معادل کارخانه در زمینه‌های صنعتی، گاهی به کارخانه‌های بزرگ‌تر اشاره دارد.

Common. Synonymous with factory in industrial contexts, sometimes larger scale.

millکارخانه

رایج. معمولاً برای کارخانه‌هایی که محصولات خاصی تولید می‌کنند استفاده می‌شود.

Common. Often used for factories producing specific products like flour or textiles.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000