بازگشت

fairy

fair·y/ˈfɛəri/
fairbeautiful, light, or pleasant-ycharacterized by or having the quality of
noun (اسم)common
plural (جمع): fairies
پریفرشته کوچک

موجود خیالی کوچک با قدرت‌های جادویی که معمولاً بال‌دار و شبیه انسان تصویر می‌شود.

A small imaginary being with magical powers, often depicted with wings and human form.

«پری سه آرزوی او را برآورده کرد.»

The fairy granted her three wishes.

«بچه‌ها داستان‌های مربوط به پری‌ها و جادو را دوست دارند.»

Children love stories about fairies and magic.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spriteروح کوچک

ادبی. موجود جادویی مشابه که بیشتر در داستان‌ها و شعر به کار می‌رود و در گفتار روزمره کمتر استفاده می‌شود.

Literary. Similar magical creature, used mostly in stories and poetry; less common in everyday speech.

pixieپیکسی

غیررسمی. به نوعی پری کوچک و بازیگوش اشاره دارد، بیشتر در افسانه‌ها به کار می‌رود.

Informal. Refers to a type of small fairy, often playful and mischievous, used mostly in folklore contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000