بازگشت

fastidious

fas·tid·i·ous/fæˈstɪdiəs/
adjective (صفت)formal
comparative (تفضیلی): more fastidioussuperlative (عالی): most fastidious
سخت‌گیردقیق

بسیار دقیق و حساس نسبت به جزئیات؛ سخت راضی‌شدن

Very attentive to detail; hard to please

«او نسبت به ظاهرش بسیار حساس است.»

He is fastidious about his appearance.

«او سلیقه سخت‌گیرانه‌ای در غذا دارد.»

She has fastidious taste in food.

تفاوت با واژه‌های مشابه
meticulousموشکاف

رسمی. به معنای توجه بسیار به جزئیات، مشابه fastidious است.

Formal. Means paying great attention to detail, similar to fastidious.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000