feel around

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

feel a·round/fil əˈraʊnd/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — با دست گشتن

با دست گشتنلمس‌کنان دنبال چیزی گشتن

وقتی دید کافی نیست، با دست زدن دنبال چیزی گشتن است.

To search for something by touching when one cannot see clearly.

«در تاریکی با دست دنبال عینکم گشتم.»

I felt around for my glasses in the dark.

«او داخل کیف را با دست جست‌وجو کرد.»

She felt around inside the bag.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000