بازگشت

fetch

/fɛtʃ/
fetchto go and bring something back
1verb (فعل)common
past (گذشته): fetchedpast participle (مفعولی): fetched-ing (حال): fetching3rd (سوم): fetches
آوردنفرستادن برای آوردن

رفتن به جایی و آوردن کسی یا چیزی به عقب.

To go to a place and bring someone or something back.

«سگ شادمانه چوب را آورد.»

The dog fetched the stick happily.

«لطفاً برای من یک لیوان آب بیاور.»

Please fetch me a glass of water.

تفاوت با واژه‌های مشابه
retrieveبازیابی کردن

رسمی. بیشتر در زمینه‌های فنی یا جدی به جای fetch استفاده می‌شود، مثلاً retrieve data صحیح است ولی در مکالمه روزمره به جای fetch the ball نمی‌آید.

Formal. Can replace 'fetch' mainly in technical or serious contexts, e.g., 'retrieve data' works, but not 'fetch the ball' in casual speech.

متضادها
2noun (اسم)common
بازی آوردنبازی_fetch

بازی‌ای که سگ یا انسان برای آوردن یک شیء انجام می‌دهد.

A game in which a dog or person goes and brings back an object.

«بچه‌ها در پارک با سگشان بازی آوردن کردند.»

The kids played fetch with their dog in the park.

«آوردن یک بازی سرگرم‌کننده برای سگ‌های پرانرژی است.»

Fetch is a fun game for energetic dogs.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000