fibrosis

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fi·bro·sis/faɪˈbroʊsɪs/
fibr-fiber-osisdisease/abnormal condition
noun (اسم)technical

اسم — فیبروز

فیبروززخم بافت همبند

ضخیم شدن و ایجاد بافت اسکار در بافت همبند، معمولاً در نتیجه جراحت.

The thickening and scarring of connective tissue, usually as a result of injury.

«فیبروز ریوی بر ریه‌ها تأثیر می‌گذارد.»

Pulmonary fibrosis affects the lungs.

«فیبروز کبد می‌تواند ناشی از هپاتیت مزمن باشد.»

Liver fibrosis can be caused by chronic hepatitis.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000