fielding

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

field·ing/ˈfiːldɪŋ/
fieldan open area or the sport field-ingpresent participle or gerund form
noun (اسم)common

اسم — دفاع

دفاعگرپینگ در ورزش

عمل دفاع یا در میدان بازی کردن، مانند گرفتن یا پس گرفتن توپ در ورزش‌ها.

The act of playing defense in sports, such as catching or retrieving the ball.

«دفاع او در این فصل بهتر شده است.»

His fielding improved this season.

«او در گرفتن توپ در کریکت بسیار خوب است.»

She is excellent at fielding in cricket.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000