filtered

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fil·tered/ˈfɪltərd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): filteredpast participle (مفعولی): filtered-ing (حال): filtering3rd (سوم): filters

فعل — صاف شده

صاف شدهفیلتر شده

از یک فیلتر عبور داده شده تا مواد ناخواسته حذف شوند؛ شکل گذشته فعل filter.

Passed through a filter to remove unwanted material; past tense of filter.

«آب قبل از نوشیدن فیلتر شد.»

The water was filtered before drinking.

«ایمیل‌ها برای حذف هرزنامه‌ها فیلتر شدند.»

Emails were filtered to remove spam.

تفاوت با واژه‌های مشابه
strainedصاف شده

رایج. معنای مشابه برای مایعات یا اطلاعات.

Common. Similar meaning when liquids or information are passed through to remove impurities.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000