fine line

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/faɪn laɪn/
1noun (اسم)commonplural (جمع): fine lines

اسم — مرز باریک

مرز باریکتفاوت ظریف

تفاوتی بسیار ظریف میان دو چیز یا دو وضعیت شبیه به هم.

A subtle distinction between two similar things or situations.

«میان اعتمادبه‌نفس و غرور مرز باریکی هست.»

There is a fine line between confidence and arrogance.

«آن‌ها در مذاکره روی مرز باریکی حرکت کردند.»

They walked a fine line during negotiations.

2noun (اسم)commonplural (جمع): fine lines

اسم — خط نازک

خط نازکخط ظریف

خطی نازک و ظریف روی یک سطح یا در یک طرح.

A thin, delicate mark or line.

«هنرمند با جوهر خطی ظریف کشید.»

The artist drew a fine line in ink.

«خط‌های نازک کاغذ کهنه را پوشانده بودند.»

Fine lines covered the old paper.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000