finger in the pie

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fin·ger in the pie/ˌfɪŋɡər ɪn ðə ˈpaɪ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — دست داشتن

دست داشتنسهم داشتن

دخالت یا سهم داشتن در یک کار یا موقعیت است.

A role or interest in a particular activity or situation.

«او در هر برنامه‌ای دستی دارد.»

She has a finger in the pie at every event.

«شرکت در سیاست محلی هم دخالت دارد.»

The company has a finger in the pie of local politics.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000