بازگشت

firmament

fir·ma·ment/ˈfɜːrməmənt/
firmstrong, fixed-amentnoun suffix
noun (اسم)literary
فلکآسمان

آسمان یا فلک، مخصوصاً به عنوان یک گنبد محسوس روی زمین

The heavens or sky, especially considered as a tangible dome over the earth

«ستارگان در فلک به درخشندگی می‌درخشیدند.»

Stars shone brightly in the firmament.

«او به فلک وسیع خیره شد.»

He gazed up at the vast firmament.

تفاوت با واژه‌های مشابه
heavensفلک آسمان

رسمی/ادبی. معمولاً در زمینه‌های شاعرانها یا دینی به کار می‌رود، مشابه firmament.

Formal/literary. Often used in poetic or religious contexts, similar to firmament.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000