first language

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌfɜrst ˈlæŋɡwɪdʒ/
noun (اسم)commonplural (جمع): first languages

اسم — زبان مادری

زبان مادری

اولین زبانی که فرد در کودکی در خانه یاد می‌گیرد

the first language a person learns at home in childhood

«انگلیسی زبان مادری اوست.»

English is his first language.

«بسیاری از کودکان زبان اول خود را به صورت طبیعی یاد می‌گیرند.»

Many children learn their first language naturally.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000