بازگشت

flap

/flæp/
verb (فعل)common
past (گذشته): flappedpast participle (مفعولی): flapped-ing (حال): flapping3rd (سوم): flaps
بال زدنجنباندن

حرکت سریع و پی‌درپی چیزی به بالا و پایین یا جلو و عقب، به ویژه بال‌ها یا پارچه.

To move something quickly up and down or back and forth, especially wings or cloth.

«پرنده بال‌هایش را بال‌بال زد.»

The bird flapped its wings.

«او کاغذها را در باد تکان داد.»

She flapped the papers in the wind.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flutterپرزنان

ادبی/غیررسمی. حرکات سریع و سبک شبیه flap، معمولاً برای بال یا اشیاء کوچک.

Literary/informal. Describes light, rapid movements similar to flap, often for wings or small objects.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000