بازگشت

fluctuate

fluc·tu·ate/ˈflʌk.tʃu.eɪt/
verb (فعل)common
past (گذشته): fluctuatedpast participle (مفعولی): fluctuated-ing (حال): fluctuating3rd (سوم): fluctuates
نوسان داشتنتغییر کردن

به صورت نامنظم بالا و پایین رفتن در تعداد یا مقدار؛ تغییر کردن در طول زمان.

To rise and fall irregularly in number or amount; vary over time.

«قیمت‌ها به دلیل شرایط بازار نوسان دارند.»

Prices fluctuate due to market conditions.

«روحیه او در طول روز تمایل به تغییر دارد.»

His mood tends to fluctuate during the day.

تفاوت با واژه‌های مشابه
varyمتغیر بودن

متداول. تقریباً هم‌معنی است اما fluctuate به تغییرات نامنظم یا مداوم اشاره دارد و vary کلی‌تر است.

Common. Nearly synonymous, but 'fluctuate' implies irregular or continuous changes, 'vary' is more general.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000