foin

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fɔɪn/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): foinedpast participle (مفعولی): foined-ing (حال): foining3rd (سوم): foins

فعل — زدن با نیزه

زدن با نیزهفرو کردن

ضربه زدن یا فرو کردن با سلاح نوک‌تیز، مانند شمشیر یا نیزه (قدیمی یا گویشی).

To thrust or strike with a pointed weapon, such as a sword or spear (archaic or dialect).

«او با ضربه‌ای سریع رقیبش را زد.»

He foins his opponent with a quick jab.

«شوالیه با نیزه‌اش ضربه زد.»

The knight foined with his lance.

تفاوت با واژه‌های مشابه
thrustفرو کردن

اصطلاح استاندارد برای ضربه فرو کردن با سلاح نوک‌تیز؛ تا حدی قابل جایگزین.

Standard term for a forward stab with a pointed weapon, partially interchangeable.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000