food baby

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

food ba·by/fud ˈbeɪbi/
noun (اسم)informalplural (جمع): food babies

اسم — شکمِ بادکرده از پرخوری

شکمِ بادکرده از پرخوری

اصطلاحی شوخی‌آمیز برای شکم بادکرده پس از خوردن غذای زیاد است.

A joking term for a swollen stomach after eating a large meal.

«بعد از آن بوفه شکمم از پرخوری باد کرده است.»

I have a food baby after that buffet.

«او دربارهٔ شکم بادکرده‌اش شوخی کرد.»

She joked about her food baby.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000