for once

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fɔr wʌns/
phrase (عبارت)common

عبارت — این یک بار

این یک باربرای یک بار هم که شده

در این یک مورد به کار می‌رود، به‌ویژه وقتی چیزی برخلاف روال همیشگی است.

On this occasion, especially when something is different from the usual pattern.

«او این یک بار زود رسید.»

For once, he arrived early.

«برای یک بار هم که شده با تو موافقم.»

For once, I agree with you.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000