foreign policy

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

for·eign pol·i·cy/ˈfɔrən ˈpɑləsi/
noun (اسم)common

اسم — سیاست خارجی

سیاست خارجی

راهبرد و اقدامات یک دولت در برخورد و ارتباط با کشورهای دیگر.

A government's strategy and actions in dealing with other countries.

«سیاست خارجی بر بحث‌های انتخاباتی اثر گذاشت.»

Foreign policy shaped the election debate.

«وزیر سیاست خارجی جدید را توضیح داد.»

The minister explained the new foreign policy.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000