بازگشت

forewarn

fore·warn/fɔːrˈwɔːrn/
fore-beforewarnto notify of danger
verb (فعل)formal
past (گذشته): forewarnedpast participle (مفعولی): forewarned-ing (حال): forewarning3rd (سوم): forewarns
قبلاً هشدار دادناز قبل خبر دادن

قبلاً به کسی هشدار دادن

to warn someone in advance

«او قبلاً درباره خطرات هشدار داده شده بود.»

He was forewarned about the risks.

«به کارکنان درباره تغییرات قبلاً هشدار می‌دهیم.»

We forewarn the staff of changes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
alertهشدار دادن

رایج. معنی مشابه با تاکید کمتر روی زمان.

Common. Similar meaning with slightly less emphasis on time.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000