fortyish

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

for·ty·ish/ˈfɔːr.ti.ɪʃ/
fortythe number 40-ishapproximately or somewhat
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more fortyishsuperlative (عالی): most fortyish

صفت — حدود چهل

حدود چهلتقریباً چهل

حدوداً چهل ساله یا تقریباً چهل تا.

Approximately forty years old or about forty in number.

«او حدوداً چهل ساله است و معلم است.»

He is fortyish and works as a teacher.

«حدوداً چهل نفر در جلسه بودند.»

There were fortyish people at the meeting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000