fox in the henhouse

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fox in the hen·house/fɑks ɪn ðə ˈhɛnˌhaʊs/
phrase (عبارت)informal

عبارت — روباه در مرغدانی

روباه در مرغدانیفرد خطرناک در جای حساس

فردی خطرناک یا نادرست که در موقعیتی قرار گرفته تا به کسانی که باید از آن‌ها محافظت کند آسیب بزند.

a dangerous or dishonest person placed where they can harm those they should protect

«استخدام او برای نظارت بر بانک‌ها مثل گذاشتن روباه در مرغدانی بود.»

Hiring him to regulate banks was putting a fox in the henhouse.

«نگهبان فاسد مثل روباهی در مرغدانی بود.»

The corrupt guard was a fox in the henhouse.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000